
عقد به معنای توافق الزام آور میان دو یا چند شخص است که آثاری حقوقی را به دنبال دارد. قانونگذار در قانون مدنی، عقود را براساس موضوع و آثار حقوقی آنها به انواع مختلفی تقسیم میکند. در اصطلاح قانون مدنی به توافقنامه شفاهی یا کتبی که میان خریدار و فروشنده و به منظور معامله اموال منقول و غیر منقول تنظیم میشود، قرارداد بیع میگویند. میتوان گفت که عقد بیع، مهمترین و پرکاربردیترین نوع از انواع عقود شمرده شده در قانون مدنی است. عقد بیع از دو عوض تشکیل میشود که در اصطلاح حقوقی به آنها مبیع و ثَمن میگویند. مبیع به مالی گفته میشود که مالکیت آن به واسطه امضای عقد بیع به خریدار انتقال پیدا میکند. منظور از ثمن نیز بهایی است که در عقد بیع بابت مال مورد معامله تعیین میشود. بنابراین میتوان گفت، منظور از ثمن معامله در واقع همان بهای تعیین شده در عقد بیع است.
بهای مال مورد معامله و نحوه پرداخت آن به واسطه توافق میان خریدار و فروشنده مشخص میشود. با این حال قانونگذار در قانون مدنی، شرایط و ضوابط خاصی را برای تعیین ثمن و نحوه پرداخت آن تعیین کرده است. در برخی موارد اگر ثمن مطابق با شرایط و ضوابط قانونی تعیین نشده باشد، باعث بطلان معامله میشود. در ادامه این نوشته با شرایط و ضوابط قانونی تعیین ثمن در معامله آشنا میشویم و سپس ضمانت اجرای عدم پرداخت به موقع آن را بررسی میکنیم.
ثمن معامله همان مبلغ قرارداد است. همان مبلغی که در ازای مالکیت بر مال موضوع معامله، توسط خریدار به فروشنده پرداخت میشود. در واقع، آنچه در ازای دریافت یک یا چند مال، از خریدار به فروشنده پرداخت میشود، ثمن معامله است.
همانگونه که گفتیم، عقد یا قرارداد یک توافق الزام آور است و به همین دلیل امضای هر عقدی باعث ایجاد حقوق و تعهداتی برای طرفین آن میشود. امضای عقد بیع نیز باعث خواهد شد که تعهدات و الزاماتی بر عهده هر یک از طرفین معامله قرار بگیرد. برای مثال فروشنده به واسطه امضای عقد بیع ملزم میشود که مال مورد معامله را به خریدار تحویل بدهد. خریدار نیز در اثر امضای این عقد متعهد میشود که بهای مال مورد معامله را به خریدار پرداخت کند. در اصطلاح قانون مدنی به بهای مال مورد معامله، ثمن میگویند.
مالکیت مال مورد معامله در عوض پرداخت بهای آن به خریدار انتقال پیدا میکند. به همین دلیل گفته میشود که عقد بیع، عقدی مُعَوَض است. مال مورد معامله (مَبیع) و بهای آن (ثمن) نیز دو عوض تعیین شده در این عقد هستند. بنابراین میتوان گفت که ثمن معامله در واقع، یکی از دو عوض تعیین شده در عقد بیع است.
قانونگذار، تعیین بهای مال مورد معامله را به اراده طرفین معامله و توافق میان آنها واگذار کرده است. به همین دلیل خریدار و فروشنده در هنگام امضای عقد بیع باید بهای مال مورد معامله را با توافق یکدیگر تعیین کنند. در هنگام تنظیم و امضای عقد بیع باید تاریخ و مکان تادیه ثمن نیز مشخص شود. به همین دلیل، خریدار باید بهای مال مورد معامله را مطابق با تاریخ و مکانی که در عقد بیع مشخص شده است، به فروشنده تادیه کند. همچنین، خریدار و فروشنده میتوانند در عقد بیع، شرایطی را برای تادیه ثمن معامله مشخص کنند. باید به این نکته توجه داشته باشیم که در این حالت، خریدار باید بهای مال مورد معامله را مطابق با شرایط مقرر در عقد بیع به فروشنده بپردازد.
در برخی از موارد، خریدار و فروشنده نسبت به بهای واقعی مال فروخته شده بی اطلاع هستند و به همین دلیل، ثمن مال مورد معامله را بسیار کمتر یا بیشتر از مقدار واقعی آن تعیین میکنند. در این موارد، خریدار یا فروشندهای که نسبت به بهای واقعی مال فروخته شده بی اطلاع بوده است، از حق فسخ معامله برخوردار میشود. خریدار در صورتی میتواند معامله را با استناد به خیار غبن فسخ کند که مال فروخته شده (مبیع) را بسیار بیشتر از قیمت واقعی آن خریده باشد. اگر فروشنده مال مورد معامله را بسیار کمتر از بهای واقعی آن به خریدار فروخته باشد نیز با استناد به خیار غبن از حق فسخ معامله برخوردار میشود.
باید به این نکته توجه داشته باشیم که حق فسخ قرارداد ناشی از خیار غبن، یک حق قابل اسقاط است. بنابراین خریدار و فروشنده در هنگام امضای عقد بیع میتوانند حق استناد به خیار غبن را از خودشان ساقط کنند. البته لازم به ذکر است که برخی از محاکم، غبن افحش را نمیپذیرند. یعنی در صورتی که مبلغ ثمن معامله بسیار پایینتر از ارزش واقعی مال موضوع معامله باشد، ممکن است چنین قراردادی از اساس با مشکل اعتبار رو به رو شود و باطل باشد.
بخش قابل توجهی از اختلافات حقوقی دو طرف معامله در انواع قرارداد بیع، در خصوص مبلغی است که به عنوان ثمن معامله در متن قرارداد درج میکنند. ثمن معامله صرفا یک عدد ساده نیست، بلکه عاملی تعیین کننده در ایجاد اختلاف یا حفظ آرامش حقوقی طرفین در آینده به شمار میآید. درج ثمن معامله به صورت مبهم، کلی یا فاقد جزئیات لازم، امکان تفسیر سلیقهای را برای طرف مقابل فراهم میکند و زمینه بروز اختلاف را افزایش میدهد.
به عنوان مخاطب این قرارداد، لازم است توجه داشته باشید که درج دقیق ماده ثمن معامله در متن قرارداد، مستلزم تعیین مبلغ، نحوه پرداخت، زمان پرداخت و ابزار پرداخت است. در صورتی که پرداخت به صورت نقدی انجام میشود، باید تاریخ و محل پرداخت را به روشنی مشخص کنید. همچنین در پرداخت اقساطی، تعداد اقساط، فاصله زمانی میان آنها و ضمانت اجرای تاخیر در پرداخت اهمیت ویژهای دارد. بررسی رویههای قضایی نشان میدهد بخش قابل توجهی از دعاوی ناشی از معاملات، به دلیل همین ابهامها در تعیین ثمن شکل میگیرند.
نکته مهم دیگر آن است که ثمن معامله باید قابل تعیین باشد. درج عباراتی مانند «مبلغ بعدا توافق میشود» یا «مطابق نظر فروشنده» میتواند اعتبار معامله را با خطر جدی مواجه کند. قانونگذار انتظار دارد مبلغ یا معیار مشخصی برای ثمن تعیین شود و توافقهای کلی یا برداشتهای شخصی را کافی نمیداند.
در زمان تنظیم قرارداد، بهتر است متن آن از منظر یک مرجع رسیدگی کننده بررسی شود. آیا با مطالعه قرارداد میتوان بدون ابهام دریافت که ثمن معامله در چه زمانی، به چه شیوهای و با چه شرایطی پرداخت میشود؟ در صورت منفی بودن پاسخ، اصلاح متن قرارداد ضروری است. این دقت در تنظیم، از بروز اختلافات طولانی و هزینههای حقوقی در آینده پیشگیری میکند.
قانونگذار در ماده 394 قانون مدنی بر این نکته تاکید میکند که خریدار باید بهای مبیع (مال مورد معامله) را در تاریخ و مکانی که در عقد بیع تعیین شده است و مطابق با شرایط مقرر در این عقد به فروشنده پرداخت کند.
در صورتی که خریدار، ثمن معامله را در تاریخ مقرر نپردازد، باعث خواهد شد که خریدار با استناد به خیار تاخیر ثمن از حق فسخ معامله برخوردار شود.
با توجه به ماده 402 قانون مدنی میتوان گفت که اگر تمام شرایط زیر تحقق پیدا کرده باشد، فروشنده با استناد به خیار تاخیر ثمن میتواند معامله را فسخ کند:
در صورت بروز اختلاف میان طرفین معامله، یکی از نخستین موضوعاتی که در مراجع قضایی مورد بررسی قرار میگیرد، ثمن معامله است. بسیاری از خریداران پرداخت نکردن به موقع ثمن را صرفا یک تاخیر ساده تلقی میکنند، در حالی که همین تاخیر میتواند حق فسخ معامله را برای فروشنده ایجاد یا موقعیت حقوقی خریدار را به طور جدی تضعیف کند.
نحوه درج ثمن معامله نقش تعیین کنندهای در بروز یا عدم بروز اختلافات حقوقی دارد. چنانچه در قرارداد، زمان پرداخت ثمن به صورت دقیق مشخص شده باشد، مرجع رسیدگی به سهولت میتواند تشخیص دهد کدام یک از طرفین از انجام تعهد خود خودداری کرده است. در مقابل، ابهام در زمان یا شرایط پرداخت، رسیدگی را طولانی و فرسایشی میکند و پیش بینی نتیجه دعوا را با دشواری همراه میسازد.
از سوی دیگر، در صورتی که فروشنده ثمن معامله را دریافت نکرده باشد، موضوع صرفا به مطالبه وجه محدود نمیشود. در برخی شرایط قانونی، حق فسخ معامله نیز برای فروشنده ایجاد خواهد شد. البته بهره مندی از این حق زمانی امکانپذیر است که قرارداد به درستی تنظیم شده باشد و اسقاط خیارات به صورت کلی و بدون ملاحظه در متن آن درج نشده باشد.
برای خریدار نیز وضعیت دو وجه دارد. در صورت فسخ معامله، استرداد ثمن معامله مطرح میشود و موضوعاتی مانند نرخ روز، تورم و ارزش واقعی پول اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، این متن قرارداد است که میتواند به نفع یکی از طرفین عمل کند یا علیه او مورد استناد قرار گیرد.
بنابراین پیش از بروز هرگونه اختلاف، توجه به نحوه تعیین و درج ثمن معامله ضروری است. شیوه نگارش ثمن معامله میتواند در آینده به ابزاری برای اعمال فشار از سوی طرف مقابل تبدیل شود یا به عنوان پشتوانهای حمایتی در فرآیند رسیدگی قضایی مورد استفاده قرار گیرد.
امضای عقد بیع، آثاری قانونی را به دنبال خواهد داشت. انتقال مالکیت مال مورد معامله به خریدار، یکی از آثار قانونی امضای عقد بیع است. از دیگر آثار قانونی و مهم عقد بیع میتوان به انتقال مالکیت ثمن معامله به فروشنده اشاره کرد. بطلان و فسخ معامله باعث زوال آثار قانونی عقد بیع میشود. در ادامه، نحوه استرداد ثمن در صورت فسخ و بطلان معامله را بررسی میکنیم.
در ابتدا باید به این نکته توجه داشته باشیم که عقد بیع یک قرارداد لازم الاجرا است و به همین دلیل، خریدار و فروشنده پس از امضای این عقد دیگر حق بر هم زدن معامله را ندارند. با این حال همانگونه که در مطالب قبلی این نوشته اشاره کردیم، قانونگذار در برخی از موارد به خریدار و فروشنده حق فسخ معامله را داده است. در صورتی که معامله فسخ شود، فروشنده باید بهایی که بابت مال فروخته شده از خریدار گرفته است را به او پس بدهد.
استرداد ثمن معامله به معنای بازگرداندن بهای مال مورد معامله به خریدار است. به همین دلیل، خریدار در صورت فسخ معامله میتواند نسبت به مطالبه ثمن معامله به نرخ روز اقدام کند. استرداد ثمن معامله به نرخ روز در فسخ به این معنا است که فروشنده در صورت فسخ معامله باید ثمن را با توجه به نرخ تورم محاسبه و به خریدار مسترد کند. به عبارت دیگر، مبلغ ثمنی که در صورت فسخ معامله به خریدار مسترد میشود باید با توجه به نرخ تورم محاسبه شده باشد.
ممکن است که خریدار نسب به پرداخت ثمن مال مورد معامله تاخیر داشته باشد و آن را مطابق با تاریخ مقرر در عقد بیع به فروشنده تادیه نکند. در این حالت، فروشنده برای مطالبه ثمن از خریدار، میتواند بر علیه او طرح دعوا کند. باید به این نکته توجه داشته باشیم که دعوای ناشی از عدم پرداخت به موقع ثمن مورد معامله، جزء اختلافات حقوقی است و رسیدگی به آن نیز در صلاحیت دادگاههای حقوقی قرار دارد. بنابراین فروشنده برای طرح دعاوی ناشی از عدم پرداخت به موقع ثمن، باید به دادگاه حقوقی مراجعه کند.
در اصطلاح حقوقی به سندی که برای مکتوب کردن عقد بیع نوشته میشود، قولنامه و مبایعه نامه میگویند. مبایعه نامه و قولنامه در صورتی معتبر و قابل استناد هستند که مطابق با شرایط و ضوابط عقد بیع تنظیم شده باشند. همچنین، مبایعه نامه و قولنامه باید به نحوی تنظیم شوند که حقوق و منافع قانونی خریدار و فروشنده را در بر بگیرند. به همین دلیل، بهتر است که طرفین معامله، مبایعه نامه یا قولنامه مدنظر خودشان را با نظارت و مشورت کارشناسان حقوقی تنظیم کنند.
گروه رکلا با ارائه خدمات تنظیم قرارداد و مشاوره حقوقی تلفنی ، این فرصت را در اختیار خریدار و فروشنده گذاشته است که مبایعه نامه مدنظر خودشان را به صورت اختصاصی و توسط کارشناسان حقوقی تنظیم کنند.





نظرات
محمد قربانی
سید ابراهیم زارع مویدی
غلامرضا حاتمی
سید ابراهیم زارع مویدی
شهریار مرادی
سید ابراهیم زارع مویدی
میکائیل ساعتی
سید ابراهیم زارع مویدی
رسول اکبرزاده
سید ابراهیم زارع مویدی