هبه نامه عادی و شرایط تنفیذ هبه نامه عادی به چه صورت است؟

هبه نامه عادی

واگذاری مال در میان اشخاص و خویشاوندان مساله بسیار مهمی است که سوالات متنوعی درباره آن پرسیده می‌شود. آن چیز که در عرف و در نظر مردم درباره واگذاری مال یا انتقال مالکیت مال وجود دارد، انتقال به وسیله قرارداد خرید و فروش است. پیشفرض همه ما این است که اگر مالی را خریداری کنیم یا اینکه به نحوی آن را به دست آوریم، مالکیت آن مال را در اختیار خواهیم داشت و اگر زمانی بخواهیم مالکیت آن را به شخص دیگری واگذار کنیم، لازم است که آن مال را به او بفروشیم و در ازای آن، بها و ارزش قیمت‌گذاری شده‌ای را دریافت کنیم. هبه نامه عادی ، قراردادی است که معادله‌ای دیگر از انتقال مال را ایجاد می‌کند. این قرارداد یکی از انواع هبه نامه است.

نمونه هبه نامه دستی یک قرارداد خصوصی است که میان اشخاص مختلف تهیه و امضا می‌شود. براساس متن هبه نامه عادی ، مالی که در اختیار یک شخص قرار دارد، به شخص دیگری تملیک می‌شود اما نکته دارای اهمیت در این قرارداد، این است که مبادله‌ای صورت نگرفته است و مالک اولیه، وجه یا مبلغی را بابت هبه، دریافت نمی‌کند. حال سوال پیش می‌آید که چه دلیلی دارد که یک شخص، مالی را بدون دریافت وجه به شخص دیگری تملیک کند و آن را در اختیار آن شخص قرار دهد. در ادامه این مطلب درباره شرایط هبه، ویژگی‌ها و مشخصات قرارداد توضیح خواهیم داد.

هبه نامه عادی چگونه قراردادی است؟

برای پاسخ به این سوال متداول که هبه نامه دستی چگونه قراردادی است؛ بهتر است که به قانون مدنی مراجعه کنیم. این قانون به صورت کامل و روشن، درباره هبه نامه توضیح داده است و این قرارداد را تعریف می‌کند. ماده‌های 795 تا 807 قانونی مدنی درباره هبه توضیح می‌دهند و برای انجام این توافق، قواعدی را مطرح می‌کنند. ماده 795 ، قرارداد هدیه یا قرارداد هبه را یک قرارداد یا توافق نامه می‌داند که براساس آن، یک شخص، مالی که در مالکیت او است را به صورت رایگان و مجانی به شخص دیگری بذل و بخشش می‌کند. یعنی اینکه، مالکیت مال را به آن شخص واگذار می‌کند.

نکته مهم این است که، با اینکه امکان دارد دلایل معنوی بسیار زیادی برای بخشش مال به شخص دیگر وجود داشته باشد اما مبلغ یا وجهی میان طرفین رد و بدل نمی‌شود و پرداخت بها، از شروط اساسی اعتبار هبه نامه عادی نیست. این قرارداد با خواست و رضایت اشخاص برقرار می‌شود و با شرط رضایت طرفین، معتبر و صحیح است. هبه، در لغت به معنی بذل و بخشش است. یعنی شخصی با تمایل قلبی و رضایت شخصی، مال خود را به دیگری بذل و بخشش می‌کند.

طرفین قرارداد در متن هبه نامه دستی

هر قرارداد برای واقع شدن، نیازمند چند رکن است. هبه نیز سه رکن اصلی دارد که در صورت وجود آن‌ها، امکان برقرار شدن این قرارداد وجود خواهد داشت. واهب، متهب و عین موهوبه که مال موهوبه نیز نامیده می‌شود، سه رکن اصلی متن هبه نامه عادی هستند. برای انجام هبه، لازم است که این سه رکن حضور داشته باشند.

تنفیذ هبه نامه عادی

مساله تنفیذ هبه نامه عادی دارای اهمیت بسیار زیادی است. همانطور که توضیح دادیم، هبه یک توافق یا قرارداد خصوصی میان اشخاص است. از طرف دیگر، این قرارداد در اکثر مواقع به صورت یک قرارداد دست نویس تهیه می‌شود و میان طرفین امضا خواهد شد. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که بعد از مرگ واهب، فرزندان او با استفاده از قولنامه یا سند، نسبت به مال هبه ادعای مالکیت داشته باشند. به همین دلیل پیشنهاد می‌شود که مراحل تنفیذ هبه نامه عادی را انجام دهید و به واسطه این اقدام، برای عین موهوبه به نام متهب، درخواست سند کنید.

اگر متهب هستید، می‌توانید با تنفیذ هبه نامه عادی و درخواست ثبت سند، عین موهوبه را به نام خودتان ثبت کنید. این اقدام می‌تواند مالکیت شما را اثبات کند و از مشکلات دیگر جلوگیری خواهد کرد.

اعتبار هبه نامه دستی

نه تنها درباره هبه نامه، بلکه درباره بسیاری از قراردادهای دیگر، سوالاتی درباره اعتبار آن‌ها پرسیده می‌شود. بدون شک، مردم برای انجام معاملاتی از این قبیل، نگرانی‌های بسیار زیادی دارند. به همین دلیل است که درباره آن، سوالات متدوالی می‌پرسند. برای مثال، پرسیده می‌شود که آیا لازم است که حتما هبه در دفاتر اسناد، ثبت شود؟ در پاسخ باید بگوییم که با رعایت شرایط صحت قرارداد، تمام قراردادهای خصوصی میان اشخاص، حتی به صورت دست نویس، معتبر و صحیح هستند و ثبت در دفتر اسناد نیز موجب اطمینان خاطر بیشتر می‌شود.

بنابراین، اگر هبه نامه عادی شما به صورت دست نویس تهیه شده است، نگران نباشید. شرط اساسی در اعتبار هبه نامه عادی ، قبض عین موهوبه توسط متهب است و این قرارداد با رعایت تمام قواعد مربوط به صحت انجام قرارداد، صحیح خواهد بود.

اعتبار هبه نامه دستی و شرایط ابطال آن

مشخص بودن موضوع قرارداد، رضایت و خواست واهب و متهب، معین بودن مال موهوبه، مشروع بودن موضوع قرارداد و قبض مال توسط متهب، از عواملی هستند که موجب صحت و اعتبار هبه نامه دستی می‌شوند. چنین هبه نامه‌ای صحیح و معتبر است و براساس آن، عمل هبه مال انجام می‌شود. این موارد به طور کامل در متن هبه نامه دستی توضیح داده می‌شود. علاوه براین، توضیحات کاملی نیز درباره نحوه انجام این هبه نامه عادی و رکن‌های اصلی قرارداد نوشته می‌شود.

با اینکه هبه نامه عادی ، یک قرارداد معتبر است، شرایطی نیز برای ابطال یا فسخ آن مطرح شده است. واهب می‌تواند تحت شرایطی، این قرارداد را باطل اعلام کند و مالی که هبه داده شده است را پس بگیرد. به طور کلی، اینطور بیان می‌شود که هبه جایز است و جز در موارد خاص، امکان فسخ آن وجود دارد. یعنی اینکه ابتدا لازم است که شرایطی که موجب الزام هبه می‌شود را بشناسید. زیرا در موارد خارج از شرایط الزام هبه، طرفین جایز خواهند بود که قرارداد را فسخ کنند.

شرایط الزام آور

در قانون، مواردی بیان شده است که در صورت بروز آن‌ها امکان فسخ قرارداد برای واهب وجود نخواهد داشت. یعنی اینکه واهب نمی‌تواند اعلام کند که تمایل دارد مالی که هبه شده است را برگرداند. در ادامه به این موارد اشاره می‌کنیم:

  1. اگر مال مورد نظر، به پدر و مادر یا به فرزندان هبه شده باشد، واهب دیگر نمی‌تواند آن مال را برگرداند.
  2. اگر اعلام شود که هبه برای نزدیکی به خدا و برای خشنودی خدا انجام شده است، امکان پس گرفتن عین موهوبه وجود ندارد.
  3. اگر واهب بعد از آنکه عین موهوبه را به متهب تحویل می‌دهد، فوت کند، فرزندان او نمی‌توانند عین موهوبه را از متهب پس بگیرند یا اینکه هبه را فسخ کنند.
  4. همچنین اگر متهب بعد از قبض عین موهوبه، فوت کند، واهب دیگر نمی‌تواند هبه را فسخ کند.
  5. ممکن است که شما هبه را به منظور صدقه انجام داده باشید، در این صورت نیز، دیگر نمی‌توانید درباره مال موهوبه ادعایی داشته باشید.
  6. اگر شخصی به شما بدهکار است و تمایل دارید که بدهی را به او بخشش کنید، می‌توانید از هبه استفاده کنید و آن مبلغ قرض را به شخصی که مدیون شما است، هبه کنید. در چنین شرایطی، شما دیگر نمی‌توانید او را مجبور کنید که مبلغ بدهی را به شما برگرداند.
  7. اگر شخصی به شما محبتی کرده است و در ازای آن محبت یا در ازای کاری که برای شما انجام داده است، مالی را به او هبه می‌کنید دیگر نمی‌توانید آن مال را پس بگیرید.

پیشنهاد ما

هبه نامه عادی را باید از یک مشاور حقوقی یا وکیل پایه یک دادگستری بخواهید. به شما پیشنهاد می‌کنم که با این قرارداد آشنا شوید و درباره آن، با مشاور حقوقی تلفنی گفتگو کنید. همچنین می‌توانید تنظیم قرارداد را نیز به تیم حقوقی رکلا بسپارید.

ثبت نظر یا سوال

دیدگاه ها
user-img
هاشم ابراهیمی
15:27
05 آذر 1400
زمینی را مادر بزرگ پدرم به پدرم که نوه بزرگش بوده هبه کرده با یک دست نوشته و با شهادت آخوند آن زمان و بزرگان آن زمان. الان هیچ کدومشون زنده نیستن و عموهام میگن این دروغه. الان من برای اثبات این ملک چکار کنم؟ دست خط موجود است.
user-img
سلام. طرفین باید تمام دلایل ادعای خود را به دادگاه بیاورند. با توجه به اینکه شما هبه نامه دارید، اثبات بی‌اعتباری آن به عهده طرف مقابل شما است.
user-img
محدثه اسلامی
09:35
10 آذر 1400
اگر هبه امضای متوفی نداشته باشد ولی شاهد داشته باشد که در دادگاه حاضر شوند که این مال را پدرش به او داده آیا می توان هبه را اثبات کرد؟
user-img
این امکان برای شما وجود دارد اما نه بر اساس هبه نامه عادی، بلکه بر اساس شهادت شهود و بر مبنای هبه نامه شفاهی قبلی. یعنی هبه نامه موجود به واسطه نبود امضای متوفی بی‌اعتبار است.
user-img
یحیی دهقانی
15:20
22 بهمن 1400
با سلام. پدر من می‌خواهد منزل خود و سهام عدالت خود را به مادرم ببخشد و می‌گوید قرارداد دستی تهیه کنیم آیا این امر امکان پذیر است؟
user-img
سلام. به عنوان توافق فی ما بین امکان پذیر است. در خصوص ملک، در صورتی که رسمی کردن آن را به بعد موکول کنید ادارات دولتی، با فرض سابقه ثبتی داشتن ملک در دفترخانه، همچنان پدر را به عنوان مالک می‌شناسند.
user-img
ابراهیم
21:45
11 اسفند 1400
سلام علیکم. مردی فوت کرده و فرزندی ندارد همسرش هبه نامه‌ای بدون امضا از متوفی در دست دارد. وراث دیگر متوفی با اینکه می‌دانند که همسر وی راست می گوید که متوفی هبه نامه را نوشته، منکر این واقعیت هستند. آیا می‌توانند به استناد اینکه امضا ندارد آن را انکار کنند؟ در صورت انکار، احتمال هست قاضی انکارکنندگان را مجبور به قسم خوردن کند؟ خواهش می کنم حتما جواب رو بنویسید. سپاس فراوان از زحمات شما.
user-img
سلام. وقت بخیر. هبه نامه بدون امضا، فاقد اعتبار است و در این صورت، نهایتاً باید از طریق شهادت شهود، انتقال مالکیت مال را به صورت شفاهی به اثبات برسانید که کار دشواری است. قسم خوردن در خصوص هبه نامه بدون امضایی که شما بیان کردید موضوعیت ندارد.
user-img
درخشنده
07:51
23 اسفند 1400
سلام. حدود سی و پنج سال پیش یک قطعه زمین مسکونی در شهر بدون سند از طرف خواهران و برادران به اینجانب هبه شده است و منم طبق همان هبه نامه که کلیه ورثه و چهار شاهد امضا کرده اند زمین مذکور را فروخته ام. حالا یکی از همان هبه کنندگان اقدام به درخواست انحصار وراثت و تحریر ترکه کرده است. با توجه به این شکایت، بنده باید چه اقدامی انجام بدهم؟ بعد از فوت پدرم یعنی حدود سی سال پیش برادران و خواهرانم (وراث) یک زمین قولنامه‌ای مسکونی (ارثی) را به اینجانب بخشیدند و من هم زمین مذکور را فروختم. حالا یکی از هبه کنندگان شکایت کرده و درخواست انحصار وراثت و تحریر ترکه داده و تمام وراث از جمله بنده را به عنوان خوانده به شورای حل اختلاف کشانده تا تحریر ترکه انجام دهیم و اموال ‌پدرم را لیست کنیم و ما هم اموالی را که قبلا پدرم داشته را لیست کردیم و امضا نمودیم در صورتی که اموال پدرم قبلا به صورت توافقی تقسیم شده و هبه گردیده و اموالی از پدرم باقی نمانده. آیا امضای تحریر ترکه می‌تواند هبه نامه را باطل کند و مشکلی برای اینجانب ایجاد نماید؟ آیا لازم است به تحریر ترکه اعتراض کنم و بگویم قبلا اموال مرحوم تقسیم شده و هبه گردیده است و دیگر اموالی باقی نیست؟
user-img
در صورتی که قبلا و از سوی همه وراث موجود در گواهی انحصار ورثه، در خصوص نحوه تقسیم اموال متوفی، توافقی حاصل شده است ادعای بعدی در این خصوص، مسموع نخواهد بود. مجددا تاکید می‌کنم که باید تمام وراث در تقسیم نامه، رضایت خود را با تقسیم انجام شده، ابراز کنند.
user-img
سروش
06:20
24 فروردین 1401
سلام وقت بخیر. آیا اگر اموالی که دارم را به دخترانم هبه کنم پس از مرگم پسرم می‌تواند از دخترانم شاکی شود و سهمش را ادعا کند؟
user-img
سلام. بله. این امکان برای شما وجود دارد و قاعدتا ایشان حق ادعای بعدی نخواهد داشت.
user-img
اسفندیاری
06:26
01 خرداد 1401
سلام پدرم خانه‌ای را به صورت هبه به من و خواهرم داده و در هبه نامه به اتفاق، برادر و خواهرم امضاء کردن و ما در حال حاضر یعنی من و خواهرم زندگی می‌کنیم تو اون خونه. آیا بعدا برای انتقال سند مشکلی مواجه میشیم؟
user-img
سلام. قاعدتا خیر. اما ترجیحا در اسرع وقت نسبت به انتقال رسمی مال اقدام شود.
user-img
امیر حسین
11:54
31 خرداد 1401
زمینی به عنوان سهم الارث از برادری به برادر دیگر بخشیده شده اما قبض نگردیده است و الان متهب فوت کرده و واهب قصد دارد زمینش را پس بگیرد اما وارث متهب زمین را پس نمی‌دهد. چه باید کرد؟
user-img
قبض کردن و قبض شدن لزوما یک عمل خاص و مستمر نیست. همین که متهب قادر به دخل و تصرف در زمین بوده باشد برای تحقق قبض کفایت می‌کند. در صورتی که واقعا چنین اتفاقی نیفتاده است می‌توانید دعوای تصرف طرح کنید.
user-img
لیدا احمدی
15:19
25 آبان 1401
یه زمینی رو سی سال پیش پدر شوهرم با پول اون زمان خریداری میکنه پسرش که میخواد با من ازدواج کنه در اداره ثبت، سه دانگ به شوهرم و سه دانگ به من واگذار میکنه ما در این زمین خونه ساختیم بعد شوهرم در همون اداره ثبت نوشت کل زمین رو به خانومم واگذار میکنم و چند کاغذ عادی دست نوشته از خودش به من داد که این خونه رو کامل به تو واگذار میکنم تو هم باید سکه های مهریه رو ببخشی تعداد سکه های منم ۵۰۰ تا هست. خونه ما فقط پلاک ثبتی داشت باید از راه ۱۴۷ میرفتم تا بتونم سند بگیرم خب اقدام کردم الانم سند آماده هس اما آیا شوهرم میتواند ادعای هبه کند یا نه این برام سوال شده.
user-img
سلام و وقت بخیر. اگر به صراحت در متن انتقال، این دو را به ازای هم در نظر گرفته باشید بعید به نظر میرسد که اثبات هبه محقق شود. در مجموع اگر نگرانی دقیق خود را بفرمایید راحت‌تر راهنمایی خواهیم کرد.